gilaki.dr@gmail.com ۰۰۹۰۵۵۳۸۱۴۸۹۵۸
آشنایی با فروشندگان ماهر
آشنایی با فروشندگان ماهر

1 – استقامت: فروش يا كاركرد يك تجارت به پايداري زيادي نياز دارد. موانع همچون ملزومات كار از دور نمودار مي شوند و نحوه برخورد با اين موانع سطح موفقيت شما را تعيين مي كند. در هر عرصه اي، موفق ترين افراد كساني هستند كه روش روبرو شدن با موانع را از قبل آموخته اند و در جستجوي راه حلهاي جديد هستند.

2 – فروشندگان موفق براي دستيابي به هدف جدي هستند. آنها مي دانند چه مي خواهند و براي دستيابي به آن نقشه مي كشند و مشخص مي كنند چگونه به اهدافشان دست مي يابند، و هر روز بر آن مبنا پيش مي رود.

3 – فروشندگان زبده از كيفيت كار مي‌پرسند. بهترين فروشندگان پرسشهايي از مشتريهايشان مي پرسند تا كاملا مشخص شود به چه چيزي احتياج دارند. مي دانند موثرترين روش ارائه محصول يا خدمات، فهميدن اهداف مشتريهايشان است. بدين وسيله اين فرصت را درمي يابند كه درباره ويژگيها و فوايد محصولات و خدماتشان كه بيشترين ارتباط را با مشتري دارد به طور موثري بحث وگفتگو كنند.

4 – فروشندگان موفق گوش مي دهند. اكثر فروشندگان سوالي را از مشتري مي پرسند و جواب مي گيرند، يا به جاي اينكه منتظر جواب باشند به صحبتشان ادامه مي دهند. فروشندگان ماهر مي دانند اگر فرصت بدهند مشتريها هرچه لازم باشد فروشنده بداند، مي گويند. اين فروشندگان آموخته‌اند كه سكوت طلاست.

5 – فروشندگان موفق با احساس هستند. آنها عاشق شركت خود هستند و هنگامي كه از توليدات و خدماتشان صحبت مي كنند اين موضوع، سبب مباهات آنها مي شود. هرچه بيشتر درپيشه خود شور و اشتياق داشته باشيد، شانس موفقيت تان بيشتر است. دليلش واضح است وقتي به آنچه انجام مي‌دهيد عشق داريد در كار خود تلاش بيشتري مي كنيد. وقتي درباره خدمات يا محصولاتي كه عرضه مي كنيد شور و ذوق داريد اشتياق و علاقه شما در هر گفتگويي مي درخشد. شركت يا مشتري شما از ادامه ارائه آنچه ذوقي به آن نداريد هيچ منفعتي عايدش نمي شود.

6 – فروشندگان موفق پرشور و حرارتند. آنها هميشه داراي روحيه اي مثبت هستند – حتي در زمان سختيها – شور و حرارتشان مسري است. آنها به ندرت از نقاط ضعف كمپاني يا تجارت صحبت مي كنند. هنگامي كه با وضعيت ناخوشايندي روبرو مي شوند، به جاي اينكه به خود اجازه بدهند كه از پا درآيند به روي نقاط يا عناصر مثبت تمركز مي كنند.

7 – فروشندگان موفق مسئوليت نتايج كارشان را به عهده مي گيرند. اگر در سهميه فروش خود شكست خوردند، مسائل داخلي، كمپاني يا رقبا را مقصر نمي دانند. بلكه آگاهند كه تنها عمل خودشان است كه نتايج كارشان را تعيين مي كند و آنچه كه لازم است انجام مي دهند.

8 – فروشندگان موفق سخت كوش اند. مردم اكثرا مي خواهند موفق باشند اما براي به دست آوردن موفقيت آماده نيستند، سخت كار كنند. فروشندگان موفق منتظر نمي‌نشينند تا تجارت به طرف شان بيايد خودشان دنبال آن مي روند. آنها اغلب زودتر از ديگر همكارانشان شروع به كار، كرده و ديرتر از بقيه محل كار را ترك مي كنند. بيشتر تلفن مي كنند، بيشتر پيگير مشتري هستند، با مردم بيشتر گفتگو مي‌كنند، و فروش بيشتري نسبت به همكارانشان دارند.

9 – فروشندگان موفق بيشتر در دسترس مشتري هايشان هستند. آنها مي دانند ارتباط دائمي با مشتريها به نگه داشتن آنها كمك مي كند بنابراين، تماسهاي متنوعي با آنها برقرار مي كنند. آنها كارت تشكر، تولدت مبارك، و كارت تبريك سال نو براي مشتريها مي فرستند. تلفن مي كنند و زمانبندي قانونمندي جهت «دردسترس بودن» اعلام مي دارند. ريزقيمتها را براي مشتري شان ارسال مي دارند. پيوسته مراقبند راههاي جديدي را ايجاد كنند تا نامشان در ذهن مشتري حفظ شود.

10 – فروشنده موفق بيانگر ارزش است. تجارت دنيا امروزه بيشتر از گذشته در رقابت است، و بيشتر فروشندگان فكر مي‌كنند قيمت تنها عامل انگيزه خريد است. فروشندگان موفق تصديق مي كنند قيمت در هر فروشي عامل است اما به ندرت دليل اوليه انتخاب محصول ويژه است. آنها مي دانند كه يك اطلاع رساني خوب به خريدار مي تواند ايجاد ارزش كند. آنها مي‌دانند با هر مشتري كه روبرو مي شوند چگونه اين ارزش را ايجاد كنند.

فروشندگان ماهر چگونه عمل میکنند؟

همه ی ما میدانیم که زندگی و اوضاع و احوال و افکار ما دائم در حال تغییر و تحول است. بارها پیش آمده که به چیزهایی علاقمند شده ایم که شاید مدتی پیش هیچ احساسی به آنها نداشتیم یا حتی از آنها بیزار و متنفر بوده ایم. خب، دلیلش چیست؟! فروشنده موفق دلیلش همین تغییر و تحولاتی است که با گذر زمان در افکار و باورها و شرایط زندگی ما پدید می آید. نتیجه ای که از این قضیه میتوان گرفت این است که اگر در فرآیند فروش، با جواب «نه» مواجه شدید، تصور نکنید که این «نه» همیشه ماندگار است. نه! ممکن است مشتری ای که امروز به شما جواب نه میدهد، روز بعد یا بعد از مدتی نظر متفاوتی نسبت به محصول شما داشته باشد و این یکی از نکات ارزشمندی است که باعث می شود همواره به نتیجه بخش بودن فروش تان امیدوار باشید!

فروشندگی یکی از قدیمی ترین حرفه ها و مشاغل است. با این تفاوت که در گذشته، از روشِ «صحبت کردن و فروختن» استفاده می شد، اما اکنون این روش، جای خود را به «فروشِ مشاوره ای» یعنی فروش از طریق ایفای نقشِ یک مشاور و راهنمایی کردن مشتری برای خرید محصول مناسب، داده است.

همه چیز از ذهن و قلب سرچشمه میگیرد. واضح است که اگر نسبت به شخصی یا کاری دیدگاه و احساس خوب و مثبتی نداشته باشید، نمیتوانید آن شخص را دوست داشته باشید یا روابط خوبی با او برقرار کنید یا به آن کار عشق بورزید و آن را به نحو احسن انجام دهید. حرفه ی فروش هم از این قائده مستثنی نیست. تا زمانی که سوءبرداشتهایی مانند “فروش یعنی چرب زبانی”، “فروش یعنی مُخِ مشتری را زدن”، “فروش یعنی با شیرین زبانی، جنس را به مشتری قالب کردن” و مواردی از این قبیل، که اتفاقاً متأسفانه در اکثر دوره های آموزش مهارت های فروش به فروشندگان آموزش داده میشود، نه تنها مؤثر نیستند، بلکه باعث از بین رفتنِ حس اعتماد نسبت به جامعه ی فروشندگان و منفی شدنِ ذهنیت مردم و مشتریان نسبت به آنها و در نتیجه تخریب روابط فروشنده- مشتری شده و بر روی بازدهی فرآیند فروش تأثیر میگذارد و در طولانی مدت به ناکامی و شکست در فروش منجر میشود. بنابراین نه باید به این سوءبرداشت ها و دیدگاه های منفی معتقد باشید و نه اینکه با رفتار و عملکردتان باعث شوید مشتری فکر کند شما دارید چنین پروژه ی غیرمنصفانه ای را روی او و  پولِ داخلِ جیب او پیاده می کنید! بلکه باید کاری کنید که مشتری حس خوبی نسبت به خرید از شما پیدا کند، آن را دوست داشته باشد و تحسین اش کند. این بخشی از هنر فروش موفق است. باید بتوانید از راه درست وارد شوید و با فروش موفق، هم منافع خودتان را تأمین کنید و هم رضایت خاطر شرکت را فراهم کنید. جالب است بدانید شرکت ها بیش از 80 درصد از فروش خود را مدیون 20 درصد از فروشندگان هستند.

به مثال زیر توجه کنید تا ذهن و احساس و رفتار شما نسبت به کاری که انجام میدهید، تا چه اندازه بر روی کیفیتِ انجام آن و نتیجه ای که برایتان به دنبال دارد تأثیر می گذارد: سرباز جوانی پس از مدت زمان کوتاهی توانست به درجه ی ژنرالی برسد. تا آن زمان کمتر شخصی توانسته بود در چنین سن و سالِ کمی به چنین درجه ی بالایی دست پیدا کند و ژنرال شود. با اینکه احساس غرور می کرد، اما ترس و اضطراب خاصی در اعماق وجودش احساس میکرد. از این نگران بود که آیا از عهده ی مسئولیت های سنگینِ این کار برمی آید یا نه؟ آیا می تواند سربازان زیردست خود را اداره و آنها را وادار به اطاعت و فرمانبرداری کند؟ او این موضوع را با همسرش در میان گذاشت. همسر ژنرال جوان در جواب به او گفت: اگر می خواهی ژنرال موفقی باشی، مثل یک ژنرال فکر کن، مثل یک ژنرال حرف بزن، مثل یک ژنرال رفتار کن، مثل یک ژنرال نگاه کن. آن وقت طولی نمیکشد که یک ژنرال واقعی و موفق خواهی شد.

شما هم به عنوان یک فروشنده، برای دستیابی به جایگاه ممتاز، بایستی از همین قائده پیروی کنید. یعنی مثل یک فروشنده ی موفق و ماهر فکر کنید، صحبت کنید، رفتار کنید و نگاه کنید. بعد از مدتی خودتان از تغییر و تحولاتی که در زندگی و فروش تان رخ میدهد شگفت زده خواهید شد!

رمز فروشندگان ماهر این است که  فروشنده ی ماهر، کار را به اصطلاح پیچیده و گنده اش نمیکند. او فرآیند فروش و در واقع تصمیم گیری و خرید را برای مشتری آسان و راحت میکند. با مشتری رفتاری ساده و روراست و بی شیله و پیله دارد! به مشتری که شاید در ذهنش سؤالاتی دارد و سردرگم شده، راه حل هایی ارائه میدهد و گره های ذهنی او را از هم باز میکند. با مشتری خود روابطی بلندمدت بر اساس حس صمیمیت و اعتماد و درک متقابل برقرار میکند. به مشتری این احساس را القاء و او را متقاعد میکند که دارد محصول سالم را صادقانه و با حفظ منافع مشتری به او می فروشد. در گفتگو با مشتری، بجای نشستن بر جایگاه یک فروشنده، نقش یک مشاور و راهنما را به عهده می گیرد و دلسوزانه اما حرفه ای، به خریدار در تصمیم گیری و خرید محصول مطابق با نیازهایش کمک میکند.

همیشه به خاطر داشته باشید: «نه» ای که امروز از مشتری می شنوید، ممکن است همیشگی نباشد. ناامید نشوید! شاید با پیگیری حساب شده بتوانید در آینده، جواب «آری» را از مشتری بگیرید.

X